|
پیدایم کن! در سیاهی چشمانت گم شده ام!! چشمانت از شب هم تاریک تر است....! +پنهان شدن من در تاریکیه چشمانت ان هم منی که از تاریکی وحشت داشتم اعجاب انگیز است + یلدا |
شب بی تو تلخ است تو را میخواهم هم من.... هم باد.... هم باران...
+ یلدا |
حرفهایت را باور میکنم! خیلی دلت برایم تنگ شده بود انقدر که حتی حالم را نپرسیدی! +دلم برایت میسوزد وقتی فکر میکنی خیلی ساده دروغ هایت را باور میکنم + یلدا |
نمی دانی چقدر دلم برای برق ستاره های اسمان چشمانت تنگ است + یلدا |
کم مانده است خفه شوم هوای اطرافم پر است از عطر تو + استشمام غیر ممکن است + یلدا |
بیا و پرده های فاصله را کنار بزن دلتنگ تماشای ماه شده ام +چقدر می خواهی روی مثل ماهت را از من پنهان کنی؟ + یلدا |
دل نازک اسمان گرفته است باز باران می بارد دل من نیز مانند اسمان شاید ارام ببارد + یلدا |
هیچ وقت رقاص خوبی نبوده ام چگونه انتظار داری بر هر سازت برقصم؟ + یلدا |
چه طعم دلنشینی دارد بوسه های لبت ..... با اسانس توت فرنگی بانو! + یلدا |
تو می توانی مرا عوض کنی
تو میتوانی هوای پاییزیم را بهاری کنی +تازه فهمیدم معجزه ای به نام تو در زندگیم وجود دارد + یلدا |
طرز نگاهت طعم روزهای نیامده را نوید میدهد + یلدا |
ببین! تاریخ انقضای دوست داشتنم تموم بشه دیگه هیچ رقمه تمدید نمیشه ها حالا خود دانی + یلدا |
گوشهایم کر شد فاصله بینمان هوار میکشد + یلدا |
سوز عجیبی بر درونم حکم فرماست +مردنم گرفته + یلدا |
با نگاه قشنگت هر بار دلم اتش میگیرد +چه چیز را می خواهی ثابت کنی؟
+ یلدا |
دلم بی تفاوت شده است گویی دیگر هوای پریدن از این قفس به سرش نمیزند
+ یلدا |
دیگر حرف های قشنگت هم برایم معنایی ندارد پس زیاد زر نزن + یلدا |
میشکند همیشه میشکند خرد میشود دیگر به شکستن عادت کرده است +دوباره دلم شکست +نمی تونم مواظب دلم باشم هر کی میرسه میشکنه و میره + یلدا |
گویی ساعت هم با من سر جنگ دارد +این ساعت قصد گذشتن ندارد + یلدا |
سوز هوا.... قرچ قروچ برگا..... قار قار کلاغ پیر..... بوی نم پاییز.....
+ یلدا |
|