|
اگر با تو بودن جرم است می خواهم مجرم ترین باشم + یلدا |
آن قــــــــــــدر تاريكم كه وقتي خود را مــــــرور مي كنـم + یلدا |
مي داني باز تنهايم + یلدا |
و یلدا همان دخترک قصه ی ما با نوشته هايش به دنبال گفتن حرفی بود شبيه تنهايی + یلدا |
چون چاره نيست + یلدا |
حرف̗ دل نه زار زار گریستن بود نه فریاد تنها سکوتی چند لحظه ای با چشمانی منتظر + یلدا |
با رفتنت سراسر وجودم پر از گذشت مي شود .گذشته اي مبهم .... گذشت از خويش، از خودم، از تو ...جاده را پاياني نيست ...+ یلدا |
می دونم خیلی خوشحالی + یلدا |
|