|
كسي تولد مرا به خاطرم مي آورد براي خاك قلب من گل و ترانه مي خرد كمي بزرگ ميشوم تنم جوانه مي كند فقط دلم يواشكي تو را بهانه مي كند اگر چه با سرود و درد دلم پر از چكاوك است خودت بگو بدون تو تولدم مبارك است؟ +زاد روزمان مبارک +شب یلدا هم مبارک
+ یلدا |
دلم اغوش بی دغدغه می خواهد...... + یلدا |
ميگذرم از هر انچه از من گذشت + یلدا |
میون اینهمه گل، هیچکس هیچوقت، نیاز یه کاکتوس رو برای نوازش، جدی نگرفت!!! +داره باورم میشه کمبود محبت دارم + یلدا |
این روزها آفتاب بی غروب مانده و در انتهای روز کسی در انزوای غروب تنها بر باد ایستاده. + یلدا |
به کسی نمیگم که + یلدا |
دوست داشتم..... این روزهای دم کردهء بی باران پاییزی ، کسی ، جایی ، منتظرم باشد ... + یلدا |
بنشین. بنشین،بر سر این سفره که، این سفره نمکدانش نیست، " + یلدا |
بودن " یا " نبودن ( مسئله این نیست)" مصلحت " این است .+ یلدا |
نیاز من در انفجار یک حس بی نیاز، " مچاله گشت".چرا خودکشی اتفاقی ست بیگا نه؟چرا؟ + یلدا |
باور میکنی؟ + یلدا |
سلام ادم ها + یلدا |
اي كاش ميشد يكبار تنها همين يكبار تكرار ميشدي تكرار + یلدا |
من و تو هم خونه نشديم ولي من بوي تو رو گرفتم همون بوي تند خيانت + یلدا |
همه چيز خيلي زود اتفاق مي افتد ادمها در كارشان تعجب مبكنند و مانند يك ماهي اثير قلاب ميشوند + یلدا |
نه فانوس تو بودي نه دريا نه پنجره نه فردا + یلدا |
یعنی همه چیز تمام شد؟ من ماندم و تنهایی ام؟ باز هم من و من و چقدر سخت است تنها بودن و ماندن + یلدا |
می خوام بدونم وقتی دلم رو میشکنی تو اون مغزت چی میگذره؟ به چی فکر میکنی وقتی منو میشکنی؟ پ.ن:فکر کنم دیگه حق اینو داشته باشم که بدونم نه؟ + یلدا
پیاده که مسیر را طی می کردم... پیاده که خاطره ها را گز می کردم... پیاده که اولین برگ های پاییزی را زیر پا له می کردم... صدا می دادند... خش خش نبود. قِرش قِِرش یا شاید خرش خرش ... نمی دانم! اما، هرچه بود صدای دلم بود که... + یلدا |
|