|
خسته ام به بزرگی یک درد تا مغز استخوان خسته ام ...خسته ام ..." همه ی زندگی ام رنگ گناهی ست که از جنس تو تعبیر شده"+ یلدا |
به نا به دلایلی حذف شد + یلدا |
از هر چه که بود و هست یلدا خسته است از گرگهای انسان نما یلدا خسته است از دو رنگی ها از بودن در عین نبودن ها اری یلدا از زندگی کردن خسته است. یلدا به خاطر کسی زنده است اگر او هم نباشد یلدا نیز قطعا نخواهد بود. + یلدا |
به دیوار چه مربوط وقتی تو پنجره ایی نداری + یلدا |
یلدا نمی داند ...کاش می دانست یلدا خواب است ... کاش بیدار بود یلدا ساکت است...کاش پر از فریاد بود یلدا
+ یلدا |
و من انگار گیاهی کوچک + یلدا |
سلام
ثمین جونم منو به یه بازی دعوت کرده منم می خوام بازی کنم از دوستای گلم:دنيز و شيرين و ستاره و امیر و بغض مهتاب هم دعوت ميكنم كه اين بازي رو ادامه بدن و اما بازيه ماااااا: اتفاقات همه زندگي كه بايد بهش اشاره بشه: اتفاق مهم زندگيم افسردگيم بود اگر چه كوتاه مدت/بعدش كه عوض كردن مدرسم كه كلي به هم ريختم با قانونش.۳/۶/۸۶ اشنايي با عشقم/دل دادن به عسلم که تا حالا کسی رو اینجوری دوس نداشتم خیلی خیلی زود منو عاشق خودش کرد اتفاقاتي كه نبايد بهشون اشاره بشه: اوليش اينكه من خيلي خيلي مغرورم بيش از اندازه دوميش اين كه ثمين ميدونه نمي گم چون قراره نگم خیلی بده خیلی بد که راجب مدرسمه اتفاق بعدي اين كه داشتم خودمو............ بسه همين قدر خلاصه اي از اخلاق مثبتم: دوست خوبي هستم البته فقط دخترا هااا.هيچ وقت به هيچ كس نارو نمي زنم.قابل توجه(امير) اگه كسي رو دوست داشته باشم تا اخر عمرم باهاش ميمونم. فقط فقط هم با عشقم هستم و دوست هم ندارم با کسی باشم و با کسی هم حرف نمیزنم. اصولا سعي ميكنم هميشه لبخند بزنم . خلاصه كه خيلي با نمكم امير هم ميدونه دوست داشتم شبيه كدوم بازيگر بشم؟ شبيه خودم. از اونجايي كه من خيلي مغرورم فقط خودمو دوست دارم و خودش همين فعلا بای + یلدا |
حرف كه ميزني احساس ميكنم خودم را تحميل كرده ام نگاه كه ميكني احساس ميكنم خودم را تحقير كرده ام من منهاي من هرگز خودم را اين چنين تعبير نكرده بودم + یلدا |
آخ آنچه متاثرم می کند .... تهمتی نيست که بر من روا داشته يی.... تسلايی است که ... از خويشتنم به يلدا می رسد + یلدا |
باید یک بی سیم بزنم به بالا، از بس نمیدونه تو چند تا جبهه باید بجنگه . + یلدا |
ولم كنيد انقدر ها هم كه فكر ميكنيد تنها نيستم هزاران تو در من است + یلدا |
پارچههاي سفيد + یلدا |
دیگر خسته شدم از تماشای انسانها و انسانیتشان . . . می خواهم راز بقا تماشا کنم !+ یلدا |
شیشه عینکم را تمیز کردم عجب دنیای با کیفیتی !!!!!!!!!
+ یلدا |
برای پیدا کردن خاطراتت تا اعماق کله ام سفر کردم هرچی گشتم نبود ... نگرد نیست + یلدا |
ای اسمانی اهل کجایی؟ از نسل بالا از کبریایی! خوش رنگ و بویی رنگ خدایی ماهی و اختر در کهکشانی در هر زمانی در هر مکانی یاری توانا بر ناتوانی تسکین روحی ارام جانی ای شاه مردان معنی عرفان مولا علی جان مولا علی جان نور چراغی در هر سیاهیی بر هر ضعیفی پشت و پناهی روشن دلم کن با یک نگاهی گم کرده ره را سالار رااااهی ای افتاب عالم فروزان هم مرد مسجد هم مرد میدان گردن نهادی بر حکم یزدان تا زنده سازی ایات قران + یلدا |
یه حس خوبی دارم مثل قدم زدن تو یه جاده باریک در احاطه درختان بلند منتها به یه دریای بزرگ در آغوش یه مرد ...پ.ن : دارم سعی می کنم آخر قصه هام و خودم بسازم ...+ یلدا |
با من حرف بزن .بگو وقتی که دلم را می شکنی به چه فکر می کنی؟! + یلدا |
دوستت دارم هایت را باور میکنم درست مثله امضای آخر نامه هایت که می گویی خون است . . .ولی طعم آب انار می دهد !!!!!!+ یلدا |
هنوز زنده ام! بی خیال خود شده ام. همچون دیگران که بی خیال من شده اند. ولی هنوز زنده ام. + یلدا |
کودک درونم کز کرده یه گوشه نشسته با چشماش می گه بغل بغل + یلدا |
هستي، ميبينمت! "خدا" هست؟ + یلدا |
اينده به چه كارم مي ايد جز تو را داشتن و با تو خنديدن داشتنت پايان تمام پيشگويي هاست + یلدا |
پاييزامد اغاز برگ ريزان زرد فوران غم ادم از هوش طبيعت صداي ناله چكاوك گنجشك بي لانه ... بي دانه نم نم بارون رو صورت غم گرفته و دل شكسته بخار غم روي شيشه اتاق تنها يي بازي شاخه هاي لخت و عريان با دست تقدير باد ببين حس رفتن را در كوچ پرندگان مهاجر كلاغهاي دزدهم امدند سكوت ادمها شوق بچه ها ابرها اه رقص موزون ابرها ..چشمان مینور آسمان تپش های یک در میان باد سنفو نی باران را بالاخره می نوازد .. "به راستی پادشاه فصلهاست پائیز "
+ یلدا |
|