|
چیزی مرا به قسمت بودن نمی برد . + یلدا |
من عشق را ساكت كردم ...... ومن در شلوغ ترين خيابان هاي همين تبریز دهان عشق را بستم و ساكتش كردم ..... سكوت ؟ واژه اي دلگيرو بي معنا ..... پر از حرف ..... پر از معنا ............ ومن ................................ كاش من هم بلد بودم ............ كاش ميتوانستم حتي گاهي , فقط گاهي سكوت كنم ........ تا در برابر ناگفته هايم ناشنيده بيابم .............. تا دل پرنده اي از آسمان زندگي ام را نشكنم ................... خرد نكنم .................. باور كن ...... باور كن خودم هم نميدانم اينها كه مي گويم چيست ؟ اين ها كه مي نويسم چيست ؟ از كجاي اين ذهن پراز تو ام بر مي خيزد ؟ باور كن حتي خودم هم معني شان را نمي دانم ؟ فقط برايت مي نويسم ............. فقط واژه ها را برايت به صف مي كشم ............ واژه ها كم نيستند , كار من پيچيده است ....................................................... دل به دريا دادم ............ دل به طوفان دادم ............. تا دل از عشقت بر نگيرم ........................................ و هنوز هم من پر از حرف بي حرفي ام ................ چگونه بگويم ؟
+ یلدا |
من آنقدر فقیرم که هنوز ... + یلدا |
تار و پود هستي ام بر باد رفت اما نرفت عاشقي ها از دلم ديوانگي ها از سرم + یلدا |
عاقل مباش كه غم ديگران خوري ديوانه باش كه غمت ديگران خورند گويند مردمان غم ديوانه مي خورند ديوانه هم شديم و غم ما كسي نخورد + یلدا |
این شعر خیلی قشنگیه یکی از دوستان وبلاگ نویس زحمت کشیده برام فرستاده منم گذاشتمش اینجا که بخونین کیف کنین(البته من خودم تقدیمش کردم به عشقم.شما خود دانید)
ای عزیز درد مرا درمان تویی + یلدا |
+ یلدا |
مرا دریاب !!!منم مرداب ...زیر اوار خاک ...ارزویم در دست باد ...مرا بشناس !!!منم فریاد ...منم اوا ...منم !خردم!زیر حجم یاد !صدایم بنگ !گلويم لنگ! نگاه تنگ! منم نیلوفری در دست مرداب منم خاکستری در موج یک باد مرا دریاب !!!
+ یلدا |
اشکاتو پاک کن آدَمَک، ناله ی بی خودی نکن باغچه رو شکلِ شَبَحی که بش شبیه شدی نکن چشماتو واکن و ببین که جاده پر پیچ و خمه ببین چراغای بهشت، دودِ همین جهنمه اسیردست شب نشو، روز و صدا کن آدمک قربونیِ بازی نشو تو این جدال صد به تک !ببین کلاغ شب داره، زاغ توروچوب میزنه ببین که چشمای شب از، شکستنِ تو روشنه زنده شو باید میون همین قفس جون بگیری سایه ی این کلاغو از سر گلامون بگیری چشات اگه سو نداره، اگه رمق نیست تو تنت اگه که تنگه فرصت دوباره زنده بودنت دوباره پاشوهم قفس! جونِ تو و جونِ یه باغ پاشو به قتلِ عامِ شب، با کشتن همین کلاغ + یلدا |
به نام تو به یاد تو برای تو فدای تو
+ یلدا |
سردی نگاهو بشکن فاصله سزای ما نیست تو بمون واسه همیشه این جدایی حق ما نیست بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه میمیرم بی تو خوندن من یه بهانست یه سرود عاشقانه ست من برات ترانه میگم تا بدونی که باهاتم تو خود دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه میمیرم بی تو من عشقت رو به همه دنیا نمیدم حتی یادت رو به کوه ودریا نمیدم با تو میمونم واسه همیشه اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم واست میمیرم جواب دنیا رو میدم با تو میمونم واسه همیشه من عشقت رو به همه دنیا نمیدم حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم با تو میمونم واسه همیشه خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک میکنم توی تنهاییامفقط به تو فکر میکنم با تو میمونم واسه همیشه اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم واست میمیرم جواب دنیا رو میدم با تو میمونم واسه همیشه سردی نگاهو بشکن فاصله سزای ما نیست تو بمون واسه همیشه این جدایی حق ما نیست بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه میمیرم بی تو خوندن من یه بهانست یه سرود عاشقانه ست من برات ترانه میگم تا بدونی که باهاتم تو خود دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه میمیرم بی تو من عشقت رو به همه دنیا نمیدم حتی یادت رو به کوه ودریا نمیدم با تو میمونم واسه همیشه اطرات تو رو چه خوب چه بد حک میکنم توی تنهاییام فقط به تو فکر میکنم با تو میمونم واسه همیشه + یلدا |
ای خدا، ای خدا، ای خدا + یلدا |
کودک درونم بر حسب عادت به من می خندد من گریه می کنم چه حس غریبی دارم امروز میان این هیاهو + یلدا |
خداوندا! اگر روزی بشر گردی زحال من خبر گردی پشيمان ميشوی از نحسه خلقت از اين بودن از اين ماندن خداوندا ! نميدانی که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه رنجی ميکشد آنکس ((که انسان است و از احساس سرشار است)) + یلدا |
سلام يكي يدونه ی دل بي قرارم ميخوام براي تو بنويسم ... تويي كه با يه نگات منو ديونه مي كني ... بوي عطرتو دارم حس مي كنم ..... دستاي گرمتو ... اون لباي داغتو .... آغوش هميشه بازتو دوس دارم ... وقتي كه گريه دارم محكم بغلم مي كني ... نوازشم مي كني تا آروم شم ... همه اينارو دوس دارم ... كي مياي پيشم ؟؟؟ اصلاً دوسم داري ؟؟؟ توام با نگاه من ديونه ميشي ...؟؟؟ نمي دونم ....!!! ولي يه چيزي رو خيلي خوب مي دونم ...... دوستت دارم ... نمي دانم چگونه تو را بخوانم مي دانم كه مي داني براي ديدنت لحظه شماري مي كنم مي دانم كه مي داني براي زودتر آمدنت نذر پروانه هاي سوخته بال كرده ام مي دانم كه مي داني كه براي باتو بودن نذر برگهاي پاييز كرده ام كه بريزد كي مي آيي تا قدمهاي مهربانت را بر قلب و ديده عاشقم بگذاري ولي نمي داني چه لذتي دارد از تو به تو گفتن وقتي كه مي دانم تو همه ناگفته هايم را خوب خوب مي داني .... + یلدا |
دنیا به روت خندیده خوش به حالت مژده بده عاشقتم همیشه نیگام نکن گر می گیره خیالت مژده بده نفس کشیده دریا نگاه ماهی دل موجو برده نفس نفس میزنه تنگ امسال آخ که یه شیشه به تو دل سپرده مژده بده شکوفه آشتی کرده رده یه بوسه مونده روی ساقه تموم دنیامو می خوام ببازم به پای جانانه ترین علاقه مژده بده عاشقی آسون شده ستاره چشمک زده شب گم شده خاطر مهتاب رو پریشون نکن تازه جهان رنگ ترنم شده مژده بده هر چی که بود گذشته خوب و بدش فقط برات خاطرس آخر هر حادثه خواستنی تویی که یادت نفس پنجره س + یلدا |
|