|
وقتی که زخم تازه ام از بوی باد ميترسيد وقتی که صدای من از وحشت هميشه تنهايی رنگش پريده بود، تو امدی تو امدی تا سهم کودکانه قلبم را از دستهای عشق بگيری در لحظه نخست انجاکه چشمهای تودرچشمهای من درانفجار سبز يک تلاقی زيبا رست، تو مثل ايينه عاصی وصبور در جستجوی چهره پنهانم امدی يک اتفاق بود يک اتفاق ساده ومعمولی تو تشنه بودی و من من خسته بودم و تو ديروز بی بهانه اگر بودم امروز تنها بهانه من درک حضور مهربانی توست درک حضورمهربانی يک بوته زارسبز + یلدا |
غزلکم...غزل ترينم چگونه توقع داري وقتي که نيستي غزل بگويم حال آنکه تک تک بيت هاي غزل من تويي....! + یلدا |
تومثل عظمت یک عشق و مانند یک لبخند زیبا ، همیشه در نگاهم می مانی تو زیباترین تابلوی آفرینشی ، شانه هایت تکیه گاه گریه های من است و چشمانت چراغ شبهایم و من در غریبانه ترین لحظه ی تنهایی خویش ، چشمانم را به تو خواهم بخشید تا هیچ گاه به پاکی دوستیمان شک نکنی يه قلب پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد ميشه + یلدا |
زخم دلم بزرگ شده ديگه پيشت نمى مونم مى خوام برم تا گم بشم كه ديگه پيدام نكني زخم دلم بزرگ شده از اين بزرگتر نكني بايد برم كه ديگه دل يه جاي سالم نداره بجز گناه عشق تو طفلي گناهي نداره داغي كه از عشق تو خورد يه عمر بايد يادش باشه زخماش كه خوب شد يه روزی داغ دلش تازه بشه دلم ميخواد ببخشمت اما ديگه جون نداره درياى عشق من به تو يه قطره بارون نداره دلم مي خواد ببخشمت اما ديگه + یلدا |
سازکم گوشه نشینه تک و تنها٬سردو ساکت روی خاک افتاده قلبش جای انگشتای بارون جا مونده رو تن سردش سازکم خسته و تنهاست آخه اون دلش غمینه اون دل چوبی سردش خیلی وقته رنگ بارونو ندیده صدای ساز٬ پینه بسته صدای گریه ی عشقش دل چوبیشو شکسته سازکم باور نداره دیگه اون میزانهای زمخت و مات رو دوست نداره سازکم گوشه نشینه غرق غصه است دیگه آواز نمیخونه آخه قلبش گم شده تو شب حسرت + یلدا |
آسمون چشای من بی تو تنهای تنهاست اینهمه ستاره اما ...بگو ستاره من کجاست؟ شب با تموم ستاره هاش تاریکه تا وقتی تو بیای شبم سحر نمیشه اگه یه وقتی تو نیای بی تو عزیز قلبم دنیا برام سیاهه فرقی نداره شب و روز لحظه هام تباهه + یلدا |
بغض میکنم لبخند میزنم کسی نباید اشکهایم را ببیند دلم میسوزد دلم برای تمام تنهائیم میسوزد کاری از دستم بر نمی آید همه مثل هم اند ......... همه بیزارم ، غمگینم تنهائیم قشنگ نیست بنفش نیست دلم سیگار میخواهد و قهوه دوستش دارم اما نیست نیست و همه چیز را به خاطرش تحمل میکنم. قضاوت نمیکنم دنیا را از چشم او میبینم + یلدا |
هر روز غروب دلتنگتم + یلدا |
گفتی برو...اما نرفتم! ...خیلی بیرگم؟؟ نه؟؟ گفتی نامردی اگه بیای...دیدی که نامردم؟؟ اینم یه عیب بالایِ باقیه معایبم میگی چیکار کنم...نمیتونم...نمیتونم...دل کندن کار من نیست مگر بمیرم و خلاص شی...حالا تقریباْ مطمئنم که دیگه دوسم نداری...میبینی دیدی؟؟؟ عشق تو چه عمر کوتاهی داشت ..!!باشه...مهم نیست...من دارم این آخر عمری...خورد شدن و تحقیر شدن رو با گوشت و پوست و استخونم حس میکنم برات فقط خوبی میخوام... و عشقی پایدار که ازش لذت ببری خستم....خستم...خسته و دلشکسته و داغون...نمیخوام برام دل بسوزونی تو برام همونی هستی که بودی فقط مطمئن شدم دوسم نداری...همین + یلدا |
اون چقدر ساده ازم برید ورفت ..............وانمود کرد که منو ندیدو رفت همه گفتن اون ازت بی خبره................به خدا گریه هامو شنید و رفت کم کم حس کردم براش تکراریم ..........یعه عروسک جدید خرید ورفت اولش که قسم میخورد عاشقمه.............جام گذاشت تنها ونا امید رفت یادشم نمود یه رویه عاشقی................سر به دیوار غم ها کوبید ورفت مثل لبخندی روی لب هام شکفت .... مثل اشکی از چشام چکید ورفت قهرمان سرنوشت من یه روز .......................امد حماسه افرید ورفت مثل گنجشکی دلم رو جا گذاشت .......زیر این بارون های شدید و رفت قفسش چشاشو وا کرد روی من ...... یهو گنجشک دلم پر کشید و رفت + یلدا |
يک جام پر از شراب دستت باشد تا حال من خراب دستت باشد اين چند هزارمين شب بي خوابيست اي عشق فقط حساب دستت باشد + یلدا |
پشت میز قمار دلهره ی عجیبی داشتم برگی حکم داشتم ودیگر هر چه بود ضعیف بود و پایین بازی شروع شد حاکم او بودو من محکوم همه برگهاییم رفتن و سر برگ بیش نماند برگی از جنس وفا رو کرد-من بالاتر امدم بازی در دست من افتاد عشق امد با حکم عشوه و ناز برید و حکم امد از جنس چشم سیاهش زندگی حکم پایین من بودو باختم ..+ یلدا |
هميشه با به دست اوردن اون كسي كه دوستش داري نمي توني صاحبش بشي گاهي وقتا لازم است كه ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي همه ما با اراده به دنيا ميايم با حيرت زندگي مي كنيم و با حسرت از دنيا ميريم..... اين است مفهوم زندگي كردن!پس هرگز به خاطر غم هايت گريه مكن و مگذار اين زمين پست شنونده ي آواي غمگين دلت باشد افسوس......... ان زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي مي كنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي مي كنيم و بعد.... براي انچه كه از دست رفته آه مي كشيم + یلدا |
عشق کهنه دل ما دلواپست بود اما تو نگاه نکردی... من چی گفتم که تو این طور به ما اعتنا نکردی! کوله بار غم به دوشم تو چرا صدا نکردی ؟ خار حسرت توی چشمام تو به ما نگاه نکردی... بار رنجی توی دستم تو غمی دوا نکردی عشق کهنه توی سینم تو چرا وفا نکردی؟
+ یلدا |
می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه ی خویش به خدا میبرم از شهر شما دل شوریده و دیوانه ی خویش می برم تا ز تو دورش سازم ز تو ای جلوه ی امید محال میبرم زنده به گورش سازم تا از این پس نکند یاد وصال ناله می لرزد ، می رقصد اشک آه بگذار که بگریزم من عاقبت بند سفر پایم بست می روم ، خنده به لب ، خونین دل ...... . . . + یلدا |
نمي خوامت ديگه ديگه برو دلم بهم ميگه ميگه برو اگه تو زندگيم باشي هر لحظه شو همش سياست برو برو ....برو راحتم بذار به درد خودم بسوزم برو با تو سياهه همه لحظه هاي شب و روزم برو بدون خيلي از دست تو دلم پره هنوزم برو دست از سرم بردار برو تموم خاطره هاتو تو ذهنم اتيش زدم برو تو نمي توني كاري كني واسه حال بدم برو نمي خوام نزديكم بشي حتي قد يه قدم برو سر به سرم نگذار عشق يه طرفه اي كه بين منو تو بود مرد ديگه به تو فكر نمي كنم اينقدر دل غصه خورد مي ذارم ميرم از اينجا اونجا كه خيلي دوره بهتر از اينجاس كه دائما مات و سوت و كوره برو ديگه نمي خوامت برو نميشم اينجوري خامت برو نمي توني دل شكستمو اينجوري به دست بياري برو برو ديگه نمي خوامت برو ديگه نيا پيش منو نيار اون گريه زاريتو برو + یلدا |
اگه می خوای بری برو از تو دوباره میگذرم نگا به گریه هام نکن من از تو بی وفا ترم آره بازم می خوای بری ولی این بار جلوتو نمی گیرم آخه دیگه با چه زبونی بگی که منو نمی خوای من قبول دارم بازی روزگار بود ولی هیچ وقت کارهایی رو که با من کردی فراموش نمی کنم سعی میکنم ببخشمت تا شاید عذاب وجدانت آروم شه ولی قول نمیدم ببخشمت چون هیچ وقت یادم نمیره کارات من واقعا دوست داشتم ولی تو نه عشق یه طرفه هم که .... آره روح من مرده اگه با موندن جسمم تو عذاب نمیکشی این جسمم میذارم میمونه دیگه هیچ چی ندارم که از دستش بدم یه قلب کوچولو داشتم ... از بس پاره شده که دیگه نمی شه وصله زد هم تقصیر توه هم تقصیر من من نباید بهت اعتماد میکردم که حالا اینجوری بشم و تقصیر تو هم هست چون تو هم تحت هیچ شرایطی نباید با من این کارا رو میکردی ولی شاید تو هم چاره ای نداشتی قبلا یکی با تو این کارو کرده بود شاید خواستی تلافی کرده باشی(مگه اینکه دستم بهش نرسه ببینمش خفه اش میکنم ولی این راهش نبود تو این مدت هیچ کس نفهمید من چی کشیدم حتی خود تو خیلی سخته قلبت واسه کسی بتپه که حتی نمی خواد اسمتو ببره خیلی سخته دوسش داشته باشی ولی به همه بگی که نه دییگه فراموشش کردم حالا تو می خوای بری واسه همیشه یه جای دور ولی هر جا هستی با هر کی هستی امیدوارم خوشبخت شی و منو فراموش کنی خیلی دوست دارم اگه تونستی بر گرد چون منتظرتم درسته منتظرت بودن درست نیست ولی چاره ای جز این ندارم آخه خون شدی تو رگهام تو رو جون لحظه برگرد مگه دوسم نداری چرا تنهام می ذاری؟چراااااااااااااااااااااااااا؟ ببین حالا ببین چی میکشم ولی بازم بهت میگم فدای سرت ببخشید که تو این مدت من نمی دیدم تو منو دوسم نداری و بیخود عذابت دادم این همه مدت ولی بازم دوست دارم بای + یلدا |
من ميگم بهم نگاه كن تو ميگي كه جون فدا كن من ميگم چشات قشنگه تو ميگي دنيا دو رنگه من ميگم چقدر تو ماهي تو ميگي اول راهي من ميگم بمون هميشه تو ميگي ببين نميشه من ميگم خيلي غريبم تو ميگي نده فريبم من ميگم خوابتو ديدم تو ميگي ديگه بريدم من ميگم هدف وصاله تو ولي ميگي محاله من ميگم يه عمره سوختم تو ميگي قلبمو دوختم من ميگم چشماتو وا كن تو ميگي منو رها كن من ميگم خيلي ديوونم تو ميگي اره ميدونم من ميگم دلم شكستست تو ميگي خوب ميشه خستست من ميگم بشين كنارم تو ميگي دوست ندارم من ميگم بهم نظر كن تو ولي ميگي سفر كن من ميگم واسم دعا كن تو ميگي نظر رضا كن من ميگم قلبمو نشكن تو ميگي من ميشكنم من؟ من ميگم واست ميميرم تو ميگي نمي پذيرم من ميگم شدم فراموش تو ميگي نه رفتم از هوش من ميگم كه رفتم از ياد تو ميگي نه مرده فرهاد من ميگم باز شدي حيرون تو ميگي بيچاره مجنون من ميگم ازم بريدي تو مي پرسي نا اميدي من ميگم واسم عزيزي تو ميگي زبون ميريزي؟ من ميگم تو خيلي نازي تو ميگي غرق نيازي من ميگم دلم رو بردي تو ميگي به من سپردي من ميگم كردم تعجب تو ميگي ديگه بگو خوب من ميگم تنهايي سخته تو ميگي اين رسم بخته من ميگم دل تو رفته تو ميگي هفت روزه هفته من ميگم راه تو دوره تو ميگي چاره عبوره من ميگم مي خوام بشم گم تو ميگي حرفاي مردم من ميگم نگذري ساده تو ميگي ادم زياده من ميگم دل به تو بستن تو ميگي انقده هستن من ميگم تنهام ميذاري؟ تو ميگي طاقت نداري؟ من ميگم خدا به همرات تو ميگي چه تلخه حرفات من ميگم اهل بهشتي تو ميگي چه سر نوشتي من ميگم تو بي گناهي تو ميگي چه اشتباهي من ميگم كه غرق دردم تو ميگي مي خوام بگردم من ميگم چيزي مي خواستي تو ميگي تشنمه راستي من ميگم از غم آبه؟ تو ميگي دلم كبابه من ميگم برو كنارش تو ميگي رفت پيش يارش من ميگم با تو چيكار كرد تو ميگي كشت و فرار كرد من ميگم چيزي گذاشته؟ تو ميگي دو خط نوشته من ميگم بختش سياهه تو ميگي اون بي گناهه من ميگم رفته كه حالا تو ميگي مونده خيالا من ميگم مياد يه روزي تو ميگي داري ميسوزي من ميگم رنگت چه زرده تو مي پرسي بر ميگرده؟ من ميگم بياد الهي تو ميگي كه خيلي ماهي من ميگم ماهت سفر كرد تو ميگي تو رو خبر كرد؟ من ميگم هر كي با ماهش تو ميگي بار گناهش من ميگم تو بي وفايي تو ميگي بريم يه جايي من ميگم دلم اسيره تو ميگي نه خيلي ديره من ميگم خدا بزرگه تو ميگي زندگي گرگه من ميگم عاشق پرندست تو ميگي معشوق برندست من ميگم به روزا شك كن تو ميگي بهم كمك كن من ميگم خدا نگهدار تو ميگي تا چي بخواد يار من ميگم كه تا قيامت برو زيبا يه سلامت پشت تو آب نمي ريزم كه نرونتت عزيزم + یلدا |
من پذیرفتم شکست خویش را پندهای عقل دور اندیش را من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتنم دل شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش + یلدا |
با دلي از شيشه نازکتر چگونه نشکنم + یلدا |
خدايا تو چقدر پهنی ... چقدر درازی و چقدر گودی ... زنده بود ... اونو تو کشتی خدايا ؟ + یلدا |
اي كاش هميشه كودك مي مانديم وتنهادغدغه مان لجبازي هاي كودكانه وگريه هاي بي صداي عروسكمان بود.زمان مي گذردوماهرچه به جلومي رويم درحقيقت به انتهانزديك ترمي شويم وروزي خسته ازاين دغدغه ها ودلنگراني هامي ايستيم وبه گذشته نگاه مي كنيم.گذشته اي كه روزي درآن دست وپامي زديم.گذشته اي كه روزي امروزمابود. زمان نابودگرخاطره هاست وكودكي شيرين ولذتبخش.امازودگذر آنقدرسريع مي گذردكه احساس مي كني همين ديروزبودكه به خاطره شكستن بال پروانه اي گريه مي كردي وبه خاطره كودك ديگري مي خنديدي وچه زودگذشت وچه زودفراموش كرديم كه همان كودك معصوم وساده ديروزيم باآرزوهاي كوچك وقلبي كه درآن هيچ ترديدي نيست.اي كاش مي شدلحظاتي هرچندكوتاه به كوتاهي يك خنده ي كودكانه به گذشته برگرديم.گذشت زمان ماراازهم دورمي كند وحال ازآن روزها تنهامشتي خاطره ي تلخ وشيرين به جامانده.چقدرخوب بود كه معني نگاه ها رانمي فهميديم وعشق برايمان بي معني بود. (اونایی که منو میشناسن میدونن من همون نینی نق نقوی ۱۳ سال پیشم و اصلا نمی خوام از دوران کودکیم جدا شم چون فقط کودکی سادس و همه رو ۱۰ تا دوس داریم چون فقط ۱۰ تا بلدیم بشمریم و فک می کنیم بزرگتر و زیاد تر از ۱۰ وجود نداره ولی اون ۱۰ تای کودکی می ارزه به تمام چیزایی که الان بلدیم ولی نمیشمریم ) + یلدا |
دلم گرفته خیلی گرفته دلم می خواد داد بزنم گریه کنم آ خه چرا؟چرا خدا ؟ این چیه که داره منو می سوزونم من حسش می کنم ندیده حسش می کنم دلم گرفته خیلیم گرفته این حس عجیب چیه که تو خوابم راحتم نمی ذاره؟! وقتی حتی وجود منم نمی بینه دلم گرفته کسی می فهمه من دلم گرفته شب تا صبح راحتم نمی ذاره خدایا هر لحظه انتظار می کشم.شاید ... دلم می خواد حسش کنم حتی اگه باهام حرف نزنه.حتی اگه ازم بدش بیاد حتی اگه.... آ خه اونو دوست دارم.دوست دارم می فهمی دلم گرفته .گرفته + یلدا |
گرچه دور از تو ولی زندگی گریه کنان می گذرد هیچ مــپندار که آسان بلکه نــالان می گـــــذرد چـهره در نقاب خــنده می کـــشد صــورت من در پس خـنده من ابر بهار گـریه کنان می گذرد لحـظه مـرگ دلــم در شــب هـجران عزیــــــز چهــره ات از نـــظرم خـنـده کــنان می گــذرد + یلدا |
|