|
باز هم من غریبه ای تنها تکه تکه های وجودم را بر دوش میکشم میروم به کجا؟!! با تاروپودی خسته و سوخته به کدامین سرزمین می توان کوچ کرد در کدامین وادی شانه های خسته و لرزانم تاب میاورد کی نای مردن بیابم؟!! دلم سخت گرفته است ا ز من از تو از شب گریه ها از من از من از من ... از من نیز میگذرد چشمانم برای آرامش پر میکشد دیگر نخواهم دیدشان اشک میریزم بی صدا دلم برای رفتن پر میکشد دلم پر میکشد با دستان ناتوانم گدایی میکنم خسته ام خسته ام اغلب زندگيم را می بازم ساده ارزان بدون حريف
+ یلدا |
کس ندانست که من می سوزم سوختن ، هیچ نگفتن ، هنر است آتش ما ز کجا خواهی دید تو که بر آتش خویشت نظر است به شرار تو ، چه آب افشاند آنکه سر تا قدم ، اندر شرر است با تو می سوزم و می گردم خاک دگر از من ، چه اُمید دگر است پر پروانه ز یک شعله بسوخت مهلت شمع ز شب تا سحر است سوی مرگ ، از تو بسی پیشترم هر نفس ، آتش من بیشتر است خویشتن دید و از خود گفتن صفت مردم کوته نظر است + یلدا |
اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو غیر دل چیزی ندارم ندارم که بدونم لایق تو دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم باتموم بی پناهیم به توتکیه داده بودم هرجابودم با تو بودم هرجارفتم تورودیدم توسبک شدن تورویاهمه جاء به تو رسیدم بدون این و که دل من شده جاده ی طلسمت یکی هست این وره دنیا که تویادش مونده اسمت
+ یلدا |
توی اردوگاهه قلبت منم یه . . . اسیر جنگی تو منو شکنجه میدی توی این قلعه سنگی همه سر زمین چشمام توی عشق حال نگا ته عشق و احساس قشنگم تو غنیمته با ها ته من تو این اسارت عشق . . . اسارت عشق . . . خط آخر و نوشتم زیر شلاق نگاهت بین دوزخ و بهشتم من . . . یه شکست خورده عشقم توی رزم نا برا بر کاشکی زنده نمی موندم توی اون خا کریز آخر . . . هنوز تر کش های حرفات توی عمق گریه هامه . . . این ترانه های زخمی پشت سنگر شعر هامه واسه وقف دل من هم مونون و بهونه کرده سر رات خدا می دونه چند تا دل و ویرونه کردی من تو این اسارت عشق خط آخر و نوشتم زیر شلاق نگاهت بین دوزخ و بهشتم یه شکست خورده عشقم توی رزم نا برا بر کاشکی زنده نمی موندم توی اون خا کریز آخر . . . هنوز تر کش های حرفات توی عمق گریه هامه . . . + یلدا |
کی میگه غروب گرفته است کی میگه غروب همیشه مال دلتنگی غصه است کی میگه غروب همینه که یه عاشق چشمش ترشه کی میگه غروب اسیری واسه خورشید پیش ماهه کی میگه غروب همینه که یه معشوق بی وفا شه همیشه غروب قشنگه ولی تاطلوع نباشه غروب هیچ رنگی نداره غروب دلتنگی هامو با طلوع دیدن تو دوباره سر می کنم من من که حیرانم از این گردش ایام ولی
+ یلدا |
تکرار.. تکرار تنهایی... تکرار بیکسی... تکرار هیچ کس شدن! تکرار صدای گریه...تکرار بغض و ناله... تکرار ...تکرار...تکراررر.... خستم... خسته...خسته... + یلدا |
اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم.... دوستت دارم
+ یلدا |
من همينم همين جوري مي خواي بخوا نمي خواي نخوا نمي خوام منو بخواي زوري مي خواي بخوا نمي خواي نخوا پيشم بمون اگه دوس داري دوس نداري ميتوني بري هيش كي نگفته مجبوري مي خواي بخوا نمي خواي نخوا عشق نه به التماسه عشق نه به منت كشي به كاري كن آروم بشم نه اينكه درد سر بشي عاشقم اما التماس نمي كنم بموني مي خواي برو مي خواي بمون ديگه خودت مي دوني نه جون اين نه جون اون مي خواي برو مي خواي بمون + یلدا |
تو مرغ عشقی در جانم آشیانه گرفتی هزار گلشن دل را به یک ترانه گرفتی مرا دلیست که هرگز به دلبری نسپردم در این خرابه ندانم چگونه خانه گرفتی من آن کبوتر پروازی ام که دام نبودم مرا به دام کشیدی به آب و دانه گرفتی چگونه نام وفا می بری که از ره یاری به یاد ما ننشستی سراغ ما نگرفتی هزار مرغ غزلخوان به نام عشق تو پر زد میان آزم بال مرا چرا نشانه گرفتی
+ یلدا |
اميدم باش + یلدا |
بازم تالار بی حرفی ! دوباره بغض بی صبری + یلدا |
عشق من ، بازم بهونه ، بازم كوچه هاي بارون زده ي پاييزي ... پاييزي كه دلش مثله بهار شده نازك و ابري ... ته همه ي كوچه ها بن بست شده ! اما بن بست هاي خيس و تاريك هم زيباست ... قلبم سرد و خاموش و خاطره هايم كهنه و فراموش تنها خاطراتي مي خواهم كه به ياد تو ، شيرين بمانم ... اما اين ها همه خاطراتي ست تلخ كه گاهي شيرينيش دلم را مي زند !؟ ابرهاي پاييزي مثل دل تنهاي من گريون و پريشون ، پريشون و بي جون ، تنها مي بارند براي باز شدن دل تنگ آسمان و اما ... اما آسمان هم ساعتي بيش دوام نمي آورد و دوباره بغض ابرهاي كال و بي صدا آسمان دلش را مي پوشاند ! دل من هواتو كرده ... ساحل چشمانت را گذري مي زنم بي آنكه ببيني در دريايش غرق ميشوم اما نه ! غرق شدن كار من نيست ، من فقط در درياي چشمانت شناور مانده ام .... شناور در رازي كه نمي دانم كي و كجا تمام خاطرات را خاموش كرد و بيزارم كرد از هرچه راز و گل سرخ و شمع است ! بيا ببين خورشيد چه مظلومانه نارنجي غروبش را نثار قلب بي ستاره ام كرده ؟ هنوز آنجا خبرهائي است ! هنوز هم كسي بي صدا بر روي برگ ها قدم ميزند ! هنوز هم كسي بي چتر زير باران نام تو را با قطره ها هم آوا مي شود ! و هنوز هم قاصدك هايي آن سوي نگاه تو پرواز مي كنند ... ميان هلهله ي شادي دقايق پر از نگراني ثانيه هاي بي تو بودن پر از اشک مي شوم و بعد....! مي بيني تك به تك روزا نه هايم همين است و بس ! اينک لحظه ايست که آوار تنهائي بر سرم چون هميشه خراب گشته و من در اين نابسامان ، تنها در اتاق تاريک و خاموشم زندگي امروز را در سکوت تلخم زمزمه وار مي خوانم ... گمان نمي برم که به يقين مي دانم تشعشع نور در آب ، شبهاي نقره فام را بي تو ساخت و تا هميشه تک مرد نقره سوار مهتاب من خواهي بود در انعکاس نور ماه زير سايه ي شب ... + یلدا |
سلام امروز حالم خیلی بده اصلا حوصله ی اپ کردن هم ندارم ولی زور زورکی اومدم من واقعا دیگه خسته شدم از این زندگیه لعنتی بدم میااااااااااااااااااد چقد بگم خدا جونمو بگیر؟ اصلا انگار خدا صدامو نمی شنوه یا میشنوه و نمی خواد جواب بده از این زندگی بدم میاد این دفعه اگه خدا صدامو نشنوه و جونمو نگیره من خودم باید این کارو بکنم به گناهشم رازیم از این دنیا که بهتره
دلم گرفت اي هم نفس پرم شكست تو اين قفس تو اين غبار تو اين سكوت چه بي صدا نفس نفس از اين نامهربوني ها دارم از غصه مي ميرم رفيق روز تنهايي يه روز دستاتو مي گيرم تو اين شب گريه مي توني پناه هق هقم باشي تو اي همزاد هم خونه چي ميشه عاشقم باشي؟ + یلدا |
با دلي تنگ به جبران گناهي كه نكردم + یلدا |
با تو هستم اي مسافر اي به جاده تن سپرده اي كه دلتنگي غربت منو از ياد تو برده هنـــــوز هم هواي خونه عطــــــــــر ديدار تو داره گل به گل گوشه به گوشه تو رو ياد من مي آره با تو من چه كرده بودم كه چنين مرا شكستي بي وداع و بي تفاوت سـرد و بي صدا شكستي به گذشته بر مي گردم به سراغ خاطراتم تازه مي شود دوباره از تــو داغ خاطراتم به تو مي رسم هميشه در نهايت رســـيدن هر كجا كه باشي و باشم به تو بر مي گردم از من اين تويي هميشه ي من تـــــــــو آيينه تقدير با همه ي شكستم از تو نيستم از دست تو دلگير + یلدا |
تو اصلا می دونی یویو چیه ؟ یویو یعنی جسم تنهایی که همش بالا و پایین میره تا تو شاد شی ولی آخه خودش چی ؟ من بچه بودم عاشق یویو بودم . الان هم هستم و همیشه گفتم : فقط بازی.اونم با یویو سعی کن یو یو رو درک کنی.چون اونم مثل من تنهاست و نیاز به دوست داره یه دوست واقعی !!! تو هم یویو رو دوست داری ؟ + یلدا |
بـا تـو آغــاز مـي کـنـم خـوب مـن بـه نــام تـو + یلدا |
همیشه نبودنت کنارم مرا می آزارد و من عجیب بهانه گیر می شوم تو اما لبخند ماندگارت پیوست می شود بر سکوت ... حالا بعد از این همه بهانه گیری می توانم زبان لبخندت را ترجمه کنم: باور کن هرجا که باشم دوستت دارم دختر بهانه گیر غزل ها !!! + یلدا |
قصه اينجوري شروع شد.. من وچشمات و ترانه تو رو خواستن تا هميشه..... گريه و اشک شبانه تو مي دوني تا هميشه..... من به ياد تو مي مونم + یلدا |
سلام بچه ها جیگر همتون رو سیخ سیخ نه هام هام .نه اصلا هر دو خیلی سخت تونستم بلاخره امروز آپ کنم اونم چه آپی کشک
یه دسته گل سفید تقدیم تو باد رقصیدن بید تقدیم تو باد تنها دل ساده ایست سر مایه ی من آن هم شب عید تقدیم تو باد + یلدا |
|