|
من ديگه خسته شدم بس كه چشام بارونيه از دلم تا كي فضاي غصه رو مهمونيه من ديگه بسه برام تحمل اين همه غم بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم وقتي فايده اي نداره غصه خوردن واسه چي واسه عشقاي تو خالي ساده مردن واسه چي؟ نمي خوام چوب حراجي رو به قلبم بزنن نمي خوام گناه بي عشقي بيافته گردنم نمي خوام در به در پيچ و غم اين جاده شم واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم يا يه موجود كم و خالي پر افاده شم وايسا دنيا وايسا دنيا من ميخوام پياده شم همه حرف خوب ميزنن اما كي خوبه اين وسط بد و خوبش با شما ما كه رسيديم آخر خط قربونت برم خدا چقدر غريبي رو زمين آره دنيا ما نخواستيم دل رو با خودت نبين نمي خوام در به در پيچ و خم اين جاده شم واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم يا يه موجود كم و خالي پر افاده شم وايسا دنيا وايسا دنيا من مي خوام پياده شم اين همه چرخيدي و چرخوندي آخرش چي شد اون بليط شانس دائم بگو قسمت كي شد همه درويش همه عارف جاي عاشق پس كجاست؟ اين همه طلسم و ورد جاي خوش دعا كجاست؟ + یلدا |
تا نقش تو پیدا شود از زیر حجابت جمعی به تجسس به معانی کتابت با جمله و با نقطه و با حرف الفبا هر کس به تصور بکشد نقش بر آبت آن روی دل انگیز تو را دیده ما دید در خانه دل, خنده گل جام شرابت در وادی حیرت زده عشق تو جانا بس مدعیان رفته به دنبال سرابت نومید و دل افسرده و سرگشته و حیران دردا همه در خوف تو از روز حسابت ای گل نسزد از تو بجز پاکی و خوبی حرفی به گمانم بود آن روز عذابت آن عاشق عارف که بشد بر سر آن دار گیسوی تو را دیده نه آن چوب و طنابت برخیز ((وفا)) رو به در خانه آن دوست در زن که دهد آن مه جانانه جوابت + یلدا |
هر جا سخن از عشق هاي مانده بر جاست اما تو ميايي به يادم تنها تو ميايي به يادم هيچ آشنا در ياد من نيست+ یلدا |
فکر بوسه به لبهای تو کرد پریشان مرا این دل کوچک چه بود شد همه بازی تو آتش عشق من هست همیشه بدان یاد تو و فکر من شد حکایت بدان راز دو چشم تو شد شعر دو چشمان من ذهن پر آشوب من خانه تو بود بود دل که بگرید به صبح اشک روان است به شام در پس پستوی شب اشک روان است وای گر چه کنون نیست دلت با ما دانی و دانم که تو روزی پریشان ما + یلدا |
می تونیم ساعتها جلو هم بشینیم و همدیگر را نگاه کنیم میتونیم بهم لبخند بزنیم ولی حتی یک کلمه بهم نگیم میتونیم ساعتها در کنج تاریک اتاقمون به هم فکر کنیم یا ساعتها با دلهره با هم قدم بزنیم میتونیم دستهامون رو لمس کنیم اما حتی شروعی در کارمون نباشه میتونیم از هم تقاظای بوسه ای کنیم اما همدیگر رو نبوسیم میتونیم بهم ابراز عشق کنیم اما هیچ وقت اینکار رو نکنیم میتونیم منتظر بمونیم که یکیمون بگه عاشقتم اما هیچکودوم این کار رو نکنیم میتونیم برا ابد در انتظار یه عاشقانه باشیم اما خودمون هرگز اغاز نکنیم + یلدا |
بازم میگم ولنتاین مبارکککککککککککککککککک + یلدا |
سلام ولنتاین همگی مبارک امیدوارم همتون با bf & gf هاتون خوش باشین و همدیگر رو تا آخر عمر دوست داشته باشین
حدیث ما و تو هر بوالهوسی نمی داند زبان عاشق و معشوق کس نمی داند من از حدیث تو مستم , رقیب از شکرت سخن سرایی طوطی مگس نمی داند دل ترا چه غم از من که مرغ آزاد است بلای عشق و جفای قفس نمی داند چنان گرفت دلم بی تو خو بتنهایی که غیر ناله خود همنفس نمی داند گذشت ناله اهلی ز عرش, رحمت کن که جز وصال تو فریاد رس نمی داند + یلدا |
نگاهم با نگاهت دوست می خواد بشه خیره به رویت میخواد بشه دل من تپش ثانیه وارت رو حس میکنه دل تو به دل کوچک عاشقم لبخند میزنه اما وقتی که جسمم کنارت میاد جسم تو منو پس میزنه + یلدا |
عشق به روی ماه تو داشتن و ساکت بودن گناه نسیت در انتظار دیدن تو دقیقه شماری گناه نیست با تو بودن آرام شود این دل من از تو گفتن سیاه می شود دفتر من از آن روز که تو شدی خورشید آسمانم پرندگان زیبا خواندند در دیارم سیاهی چشمانت نوید صبح زندگیست حکایت عشق من هرگز توان خود ندیدم که گویم وصف جمالت بدان که عاشقم و کور در انتظارت + یلدا |
تو رهاترين صدايي توي نجواي شبانه بين اين همه جدايي تويي حرف عاشقانه تو شروع قصه هايي توي ذهن ساكت من واژه واژه جون مي گيره از تن تو اين ترانه مرده بودم اگه عشقت نرسيده بود به دادم عشق پاك و آسمونيت منو برد تا بي كرانه واسه زندگيم اميدي بي تو من تنهاترينم تويي تو براي بودن بي ريا ترين بهانه همه عشق من تو هستي تويي معناي شكفتن تويي آرامش قلبم مثل روياي شبانه + یلدا |
من پذيرفتم شكست خويش را پندهاي عقل دورانديش را من پذيرفتم كه عشق افسانه است اين دل درداشنا ديوانه است ميروم شايد فراموشت كنم در فراموشي هم اغوشت كنم مي روم از رفتن من شاد باش از عذاب ديدنم ازاد باش ارزو دارم بفهمي درد را تلخي برخوردهاي سرد را + یلدا |
چقدر تلخه از تو دور بودن چقدر تلخه بی تو بودن چقدر تنهام وقتی تو نیستی چقدر دیوونم وقتی تو نیستی چقدر عاصی شدم امشب منم دیوانه یک تن چقدر بیهوده ام امشب منم محتاج این دختر برای لحظه ای با هم شتابیدن چه بیهودست برای لمس این تنهایی خدائی را طلبیدن آنیست + یلدا |
تو کوچمون صداي تو + یلدا |
نگفتندش چو بیرون می کشاند از زادگاهش سر
+ یلدا |
ریشه روشنی پوسید و فرو ریخت + یلدا |
می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه خویش به خدا می برم از شهر شما دل شوریده و دیوانه خویش می برم تا که در آن نقطه دور شست و شویش دهم از رنگ گناه شست و شویش دهم از لکه عشق زین همه خواهش بیجا و تباه می برم تا ز تو دورش سازم زتو ای جلوه امید محال می برم زنده به گورش سازم تا از این پس نکند یاد وصال ناله می لرزد می رقصد اشک آه بگذار که بگریزم من از تو ای چشمه امید محال شاید آن به که ببرهیزم من به خدا غنچه شادی بودم دست عشق آمد و از شاخم چید شعله آه شدم صد افسوس که لبم باز به آن لب نرسید عاقبت بند سفر پایم بست می روم خنده به لب خونین دل می روم از دل من دست بدار ای امید عبث بی حاصل + یلدا |
چه صدائیست که پیچیده در این جنگل مرگ ؟
+ یلدا |
اونیکه می گفت جونش به جونت بنده حالا داره به گریه هات میخنده اونی که می گفت بدون تو میمیره دروغ میگه دلش جنس کویره دروغ میگه تو گوش نده به حرفاش نگو هنوز می خوای بمونی باهاش خیال نکن بدون اون میمیری بذار بره نباشه جون میگیری ![]() + یلدا |
بیا کمی اشتباه کنیم من اشتباهی عاشقت می شوم و تو اشتباهی دلت را به من می دهی من چشمهایت را می ستایم و تو شعر هایم را بیا کمی گناه کنیم من تو را می بوسم و تو چون پیچکی سر سخت در من می پیچی بیا کمی دروغ بگوییم من دوستت دارم و تو حتمآ عاشق من هستی بیا کمی آدم کش باشیم من خودم را برای تو می کشم و تو خودت را برای من بیا من و تو بد باشیم اشتباه کنیم گناه کنیم دروغ بگوییم آدم بکشیم و بعضی وقت ها زندگی کنیم + یلدا |
قــسم دادم خـدا رو بـه مـاه و بـه سـتـاره بـه چـشـمـایـی کـه هـر شـب ، اسـیر انتظاره بـه اون بـنـفـشه هـایـی که مخصوص بهاره بــه اون مهی که تنهاست ، مال شبای تاره یه شب خدا به من گفت تو رو واسَم میاره تو رو آورد و کردی به چشم من اشاره چه کم بود عمر این فصل ، من و تو و نظاره دنیا کوچـیـک بـود امـا ، تو گم شدی دوباره + یلدا |
سر كلاس ادبيات معلم گفت :فعل رفتن رو صرف كن گفتم : رفتم ...رفتي ...رفت ساكت مي شوم ، مي خندم ، ولي خنده ام تلخ مي شود معلم داد مي زند : خوب بعد ؟ ادامه بده و من مي گويم : رفت ...رفت ...رفت رفت و دلم شكست ...غم رو دلم نشست رفت و شاديم مُرد ...شور و نشاط رو از دلم برد رفت ...رفت ...رفت و من مي خندم و مي گويم :خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است كارم از گريه گذشته كه به آن مي خندم + یلدا |
سلام دوستای خوبم منو عشقم یه وبلاگ زدیم برین ببینین حتما هااااااااااااااااااااااااااااا http://2ta-pishi.blogfa.com ببینیدااااااااااااااااااااااااااا فعلا بای + یلدا |
به غير از تــــو نخواهم ، چه بداني ، چه نداني از درت روي نتــــــــابم ، چه بخواني ، چه براني دل من ميل تـــــــو دارد ، چه بجوئي چه نجوئي ديده ام جـاي تــــو باشد ، چه بـماني ، چه نـماني مـن کـه بيمار تـــــو هستم ، چه بپرسي چه نپرسي جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بداني ، چه نداني + یلدا |
حسين اي دين و دنياي ديوونه حسين مي نوشم كنج اين ميخونه بزن زنجيرم حسين درگيرم بدون تو من حسين ميميرم حسین بیمار خال لبت هستم نمک خوار خان زینبت هستم + یلدا |
+ یلدا |
يا حسين غريب مادر تويي ارباب دل من كي گوش چشمتو بسته واسه حل مشكل من يه روزي مياد آقا جون كه منم سگ تو باشم چشامو موقع مرگم زير پات گذاشته باشم دل من عاشق ميمونه دائم از شما مي خونه منو ميشناسي اقا جون من همونم اون ديوونه اوني كه تنهاي تنهاست دلش از همه بريده اوني كه واسه يه بارم هنوز آقاشو نديده + یلدا |
امشب غزل مي بارد از مهتاب چشمت يك شاپرك پر مي زند در قاب چشمت خورشيد وقتي در نگاهت مي درخشد ماه و ستاره مي شود بي تاب چشمت دريا شبيهت مي شود بانوي گلها ين انعكاس آبي جذاب چشمت ين روزها مي نويسم بي قرارم ديگر نمي آيد سراغم خواب چشمت ديگر ندارم ترسي از طوفان،گلسرخ باتكيه بر آرامش محراب چشمت با تو دوباره مي رسد باران به اينجا صد آسمان هم مي شود بي تاب چشمت آري دوباره مي رسم به سطر اول امشب غزل مي بارد از مهتاب چشمت + یلدا |
اگر بگریم گویند عاشق است اگر بخندم گویند که دیوانه است پس میگریم و میخندم! که بگویند یک عاشق دیوانه است ! + یلدا |
+ یلدا |
اگه از درياي چشمات سهم من يه قطره آبه اگه لبخند قشنگت واسه من مثله سرابه دلخوشم به باغ دستات كه حريم امن روياست يه حقيقت مسلم پشت ديوار دل ماست دلخوشم به آسموني كه پر از ابر تو باشه خنده گمشده من روي لبهاي تو باشه + یلدا |
من رسیدم رو به آخر ، تو بیا شروع من باش شب و از قصه جدا کن ، چکه کن رو باورمن خط بکش رو جای پای گریه های آخر من اسم تو ببخش به لبهام ، بی تو خالیه نفسهام خط بکش رو باور من ، زیر سایبون دستام خواب سبز رازقی باش ، عاشق همیشگی باش خسته ام از تلخی شب ، تو طلوع زندگیم باش من پر از حرف سکوتم ، خالیم رو به سقوطم بی تو و آبی عشقه ، تشنه ام کویر لوتم نمی خوام آشفته باشم ، آرزوی خفته باشم تو نذار آخر قصه ، حرفمو نگفته باشم + یلدا |
بی تو تمام ثانیه ها سال میشود گلبرگ های خاطره پامال میشود من انحنای دایره ای از نگفتنم بی تو زبان شاعر من لال میشود بی تو نگاه مردم بیگانه عشق من باور نکن که عاشقت اغفال میشود من خواب دیده ام که نیاز تنیده ام در عمق چاله های تنت چال میشود در حسرتم که پر بکشم تا خدا بگو آغوش تو برای تنم بال میشود؟ من با تو میرسم به غزلهای چیدنی دور از تو سیب قافیه ام کال میشود بی تو دلم شکسته تر از چهره کویر طرحی سراب گونه ز آمال میشود + یلدا |
چه آسونه شكستن، رفتن و بردن + یلدا |
بیم آن ندارم که روزی آسمان تورا از من بگیرد بیم آن دارم که روزی تو خود را از من بگیری بیم آن دارم که شب در وجود تو طوفان کند خورشید مهر تو را پنهان کند درختی را که من در تو کاشته ام براندازد وبرگ های طلایی دوستی را بر خاک اندازد تو خود را از من مگیر من در تو و با تو زاده شدم بگذار در تو و با تو بمیرم + یلدا |
مي خوام خراب تو بشم + یلدا |
بازم تالار بی حرفی ! دوباره بغض بی صبری + یلدا |
من با تو نگویم که تو پروانه من باش چون شمع بیا روشنی خانه ی من باش در کلبه من رونق اگر نیست صفا است تو رونق این کلبه و آشیانه ی من باش من یادتوراسجده کنم ای صنم اکنون برخیزوبیاخودبت تب خانه ی من باش دانی که شدم خانه خراب تو حبیبا اکنون دگر آبادی ویرانه ی من باش لطفی کن در خلوت محزون من ای دوست آرام وقرار دل دیوانه ی من باش
+ یلدا |
|