|
سردت شده است + یلدا |
تب از طعم تند بوسه های لبت .+ یلدا |
جشمانی مرا می پایند بی گمان همان چشمانی که من می پایم .+ یلدا |
مرض ِ قند میگیرم آخر + یلدا |
اگه دزدی حرومه + یلدا |
تو آتش برافروز، تا من چیزی زیبا نشان ات دهم ؛ گوی عظیم برف را !!!!+ یلدا |
دیگر از کُشتن تو در خاطراتم نااُمید شدم این بار سر تیز دشنه فراموشی را سوی خودم نشانه خواهم گرفت... آنقدر خود را فراموش میکنم تا نابود شوم من یک قربانی هستم !!!+ یلدا |
گويي ديشب اسمان نيز هوايت را داشت فرياد ميزد ناله ميكرد ضجه ميشكيد و ميباريد گويي هزار درد نهفته در دل دارد + یلدا |
دوباره تنها شدم + یلدا |
چند وقته توی ذهنم + یلدا |
|